محمد حسن سمسار
59
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
در اين سالها حسن بصرى ( 21 - 110 ه . ) در بصره بسبب پرهيزكارى و دانش خود سخت مورد توجه مسلمين قرار گرفته بود ، و آنچه بيشتر در جلسات بحث و گفتگو حسن بصرى مورد علاقه بود ، فتنه ازارقه و حكم درباره گناهكاران بود . ازارقه دستهاى از خوارج ، و پيرو نافع بن ازرق بودند ، كه زير فرمان قطرى بن الفجاة بر بنى اميه شوريدند و بر بخشى از خوزستان مسلط شده ، و در حدود بصره و اهواز و رود كارون باعمال اموى بجنگ پرداخته بودند . اينان را عقيده بر اين بود كه « هركه از وى گناهى خرد يا بزرگ سر زند ، كافر و مشرك است . اينان كودكان مشركان و دشمنان خود را نيز مشرك دانسته ، و ريختن خونشان را خواه از مسلمانان و خواه از غير مسلمانان باشند روا ميداشتند « 96 » . » گروهى ديگر از خوارج كه به « صفريه » مشهور بودند ، گناهكاران را مانند ازارفه مشرك ميخواندند ، ولى با آنان درباره كودكان همداستان نبودند « 97 » . نجدات كه فرقه ديگرى از خوارج بودند ميگفتند كه « هر مسلمانى بگناهى دست زند كه همه امت اسلام آن را ناروا شمرده باشند كافر و مشرك است . اگر از كسى گناهى سر زند ، كه مسلمين در باب تحريم آن اتفاق ندارند ، چون ميتوان گفت كه مرتكب به حرام بودن آن علم نداشته ، بايد تا موقع بدست آوردن دليل و حجت قاطع از دادن حكم در باب او خوددارى كرد ، و امر را براى علماى فقه واگذاشت « 98 » . » اباضيه كه گروهى ديگر از خوارج بودند ميگفتند « كسى كه گناهى را كه خداوند بارتكاب آن مردم را از فرجام آن ترسانيده است ، با شناختن خداوند و آنچه را كه از او رسيده مرتكب گناه گردد كافريست كه كفران نعمت كرده است ، كافر مشرك نيست « 99 » . »
--> ( 96 ) - همان كتاب ص 74 . ( 97 ) - همان كتاب ص 74 . ( 98 ) - خاندان نوبختى ص 34 . ( 99 ) - الفرق بين الفرق ص 75 .